تبليغاتX
دختر شهرستانی

دختر شهرستانی

وای به حال ملتی که سخن روزشان غیر از دردشان باشد!

از قلبم خط مستقیمی به سمت ذهنم می کشم و از اونجا به طرف چشمهام. از چشمهام خطی می کشم به سمت دنیای بیرون و بعد این خط رو حول دنیا گرد می کنم تا به نقطه ی تلاقی برسه. دوباره از اون نقطه خط رو می کشم به سمت قلبم؛ و اون وقت احساس می کنم که دنیا با همه ی کوتاهی و بلندی هاش زیر دستمه؛توی مشتمه؛در اختیارمه؛ و نخودی می خندم و زیر پوستم خوش خوشانم می شود. احساس می کنم همه ی اتفاقات دنیا به گوشه ی چشم من یا لبخند ژوکندی من بسته ست و خودم رو قهرمان بی رقیب همه ی تراژدی های دنیا و بازیگر بی بدیل تاتر زندگی حس می کنم و از خودم و بازیم خوشم میاد. اون وقت تو اپسیلومی از ثانیه،  همه ی تاریخ و سیاست و آدمها و لحظه ها رو  توی مشت تفکر و توهماتم تحلیل می کنم و  نتیجه هم می گیرم و باز کیف می کنم. و خیال می کنم، خیال می کنم که همه چیز با انتخاب منه که معنی می گیره. همه چیز و همه کس و هر جایی رو خودم انتخاب می کنم و اون وقت دلم نمی خواد که به واقعیت فکر کنم؛ به اونچه که اون بیرون داره اتفاق میفته و به نظرم نباید اون جوری میفتاد.

گاهی لیلی و مجنون و ادبیات رو هم که تحلیل می کنم اون وقت عشق و لیلی و تاریخ رو با افکار فیمینیستی متهم می کنم و می خندم؛ نه؛ می رنجم که هنر و تاریخ و فلسفه و قدرت چقدر زیرکانه دست های نامرئی شون رو به دست هم دادند که قربانی شدن لیلی و آوارگی های گاه ابلهانه ی مجنون رو  به نام نامی « عشق» به خورد ما بدن.

 

 

پ.ن: همین چند دقیقه پیش بهم زنگ زدن و گفتن به عنوان مهمان چلچراغ برای جشن شب چله انتخاب شدم _در نا امیدی بسی امید است_.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/22ساعت 22:56 توسط خزر |


 

داستانی که از سال پیش خواندنش را آغاز کرده بودم و به خاطر تنبلی و یک سری بهانه ها تا امشب نیمه تمام مانده بود؛ تمامش کردم.

«تبریز مه آلود» تمام شد. جلد چهارمش را همین  چند ساعت پیش تمام کردم. مردی یا بهتر بگویم انسانی که نوع آرمانیش را تنها در کتاب ها و قصه ها شنیده بودم، امشب به عینه، زندگی نامه اش را جلوی چشمانم می خواندم و هنوز در جملات پایانی سرنوشت او که پسرخوانده اش مجید، شرح داده بود گیر کرده ام:  « _متاسفانه او دیگر زنده نیست؛ در قیام شیخ محمد خیابانی که در آذربایجان برپا شده بود، از نزدیک شرکت داشت و به همین سبب، در سال 1921 (1300 شمی) به دست عوامل دولت پادشاهی قاجار (به دستور مخبرالسلطنه) در تبریز اعدام شد.»

اعدام ، اعدام، اعدام... این کلمه را آنقدر تکرار می کنم که لابلای تاریخ گم میشود. گم می شوم. آن وقت از دوردست ها  سایه ی دختری را می بینم که ثبات و پایداری جهان، توی  مردمک چشمهایش عزادار نشسته.

اعتراف می کنم که از همان سالهای عجیبی که ناخواسته کتاب «علی» شریعتی دستم افتاد و مرا بی اختیار در مسیری انداخت که هنوز در «آتش کاروان»ش می سوزم، آرزوی کاری عظیم و انقلابی را در سر می پروراندم و امشب خودم را در برابر کاری که مردان و زنان بزرگ تاریخ پر عظمت کشورم انجام داده اند،پشیزی بیش نمی بینم و آرزویم را توهمی بچه گانه.

نمی دانم در مقابل این ابرمرد- ابوالحسن بیگ یا در اصل نصرت حسینوف- چه چیزی لایق او بنویسم. چه چیزی از این مرد خفته در پشت حافظه ی این ملت بگویم؟ از این شهیدبیش از 80 سال همیشه زنده! مردی که تمام عمرش را با عزت و شرف، در آرزوی آزادی میهنش جنگید و در آخر نیز ناکام ماند!  با آنها که شرف و آزادی را با شور ابلهانه و  از دور می نگرند و یا با منفعت های بازاری می سنجند؛ سخنی نیست و با آنها که رهرو چنین مردان بزرگی هستند ؛ نیازی به سخن من. اما مخاطبم کسی است که میفهمد و درمانده است، شاید مثل خودم...

 

روزها فکر من این است و همه شب سخنم       که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

ز  کجا   آمده ا م ،  آمدنم  بهر  چه   بود           به کجا می روم آخر  ننمایی  وطنم

+ نوشته شده در جمعه 1386/09/02ساعت 1:57 توسط خزر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

ندای سبز مردم ایران در اسپانیا شنیده شد
پایان یک اسطوره
نامه فرزند شهید بهشتی به پدر
بیانیه شماره 12 میرحسین موسوی
به یاد س امین سالروز درگذشت معلم اخلاق
برای دهان شکسته محسن روح الامینی و دهان سالم پدرش
بیانیه تکان دهنده خواهر شهیدان باکری
جعفر پناهي داور دو جشنواره فيلم مونترال و بمبئي
اصلاح طلبان با تحمل هر هزينه يي در صحنه مي مانند
طالقانی و مصدق
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386



پیوندها

باشگاه خوانندگان چلچراغ
هفته نامه چلچراغ
شلم شوربا
معصومه ناصری
آزاده عصاران
کوچه ی بی دار و درخت
همفری بوگارت
شیوا مقانلو
out of place...
کافه تیتر
میرزا پیکوفسکی
امیر مهدی حقیقت
یادداشت های تنهایی
هانیه بختیار
گاوخونی
نیک آهنگ کوثر
وی یو زادگاه من
حاجی واشنگتن
توهم نامه
فلاش بک
وبلاگ گردی
امشاسپندان
شب شعر
آدم و حوا
غول یک چشم
مکانیک ماشین های کشاورزی84
مسیح علی نژاد
دلارام
پرستو دوکوهکی
جمهور
تغییر برای برابری
کانون آرمان شریعتی
فروغ
توحید صفاتی
بزرگان ایران
TEBRIZtv
کویر
Liman
spotlight
دوندورولموش آنیلار
دو پله گودتر
اسین ادبی درنه یی
ترنم بهاری
محدوده قرمز
عقاید یک دلقک
نوشتارهای فلسفی
پایگاه اطلاع رسانی شورای ملی صلح
Bizim Mərziyə
پایگاه انسان شناسی و فرهنگ
نام های ترکی
رادیو زمانه
بر ساحل سلامت
مانداگارانا
آیدین آراز
پینار
دان اولدوز
مستان-همای
رنسانس87
تیغ ماهی
یاس نو:: روزنامه صبح ایران
ستاد انتخاباتی مهندس موسوی
کافر حربی
Iranian Photo News Agency
رادیوسیتی
ملکوت
مریم مومنی
نامه های سوشیانت هزارم
ابراهیم رها
شواله ای با شنل سرمه ای نقش شده با نشان طلاکوب شیر
سیبستان
آق بهمن
خوابگرد
زیرزمین
فراهمه چیز
آگاهی بخشی
ماهنامه زمانه
نیما دهقانی
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
parstranslator نرم افزار ترجمه
محسن نامجو
محسن مخملباف
تقی رحمانی
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin