تبليغاتX
دختر شهرستانی

دختر شهرستانی

وای به حال ملتی که سخن روزشان غیر از دردشان باشد!

دیوان پروین دفترهای سبز

 

1.دوشنبه با بچه ها ی کلاس یه سر رفتیم نمایشگاه بین المللی کتاب. کتاب های جدید و خوبی آورده بودند. هزاران خورشید درخشان  خالد حسینی هم بود، با طرح جلد خیلی جالبش. راستی یه کتاب دیدم راجع به 14 مرداد روز خبرنگار.اسم کتاب یادم نیست، از اسد الله امرایی و لیلی نیکونظر هم مطالبی توش نوشته شده بود. اما در میان اون همه کتاب، جلد دیوان پروین چشمو گرفت. توضیحی نمی دم و خود عکس رو اینجا آوردم تا خودتون ببینید چرا برام جذاب بود. راستی کتاب شعرهای دکتر شریعتی با عنوان دفترهای سبز، جزو کتاب های جدیدیه که مدتی بود دنبالش بودم. عکس جلد این کتاب فوق العاده زیبا و ضخیم اماسبک رو هم براتون گذاشتم.( کسی مرا نساخت،خدا مرا ساخت)

2. سه شنبه ظهر که برای پست مطلب جدید توی وبلاگم سری به سایت دانشگاه زدم ، بنا به  دلایلی سایت معصومه ناصری دچار مشکل شده بود و باز نشد. ابوذر آذران گفته بود تا مدتی به خاطر مشکلات، وبلاگو گذاشته کنار و من دلم گرفت. میلی هم بهم نرسیده بود . سایت هم خلوت بود و هوا ابری و دلگیر و دلم بیشتر گرفت.

3.همون شب با هم اتاقی ها زد به سرمون و پا شدیم شروع کردیم به مسخره بازی. ادای کلیپ ها رو درآوردیم و فیلم برداشتیم و کلی خندیدیم. شب که رفتم سرویس بهداشتی؛ دندون ها مو مسواک بزنم، دو تا از بچه های انجمن اسلامی رو دیدم که داشتن راجع به جنبش دانشجویی و حزب ملی گراها و… حرف می زدن. و البته حرف های جالب. وقتی به اتاق برگشتم احساس پوچی می کردم.

4.دیروز که به خونه برمی گشتم با یکی از هم دانشگاهی های مرندی همراه شدم. توی ماشین بحثمون به حقوق زن و این جور چیزها رسید، دل حمیده خیلی پر بود و می نالید از اینکه خونواده های مرندی چقدر خرمقدس و ظاهربین هستند.بحثمون خیلی جدی تر شد و نتیجه اینکه؛ کسانی مثل ما که نه می تونند و نه می خوان که مثل عروسک خیمه شب بازی باشند و نه می تونند فرم زندگی سنتی و پایمال کننده ی حقوق زن رو بپذیرند و در عین حال توان مبارزه با سنت های دست و پاگیر گذشته رو ندارند؛ تنهان. به همین سادگی.  تنها امید ما به خداست.

5.توی تاکسی خبرو شنیدم. شنیدم که یکی داشت متن یه تسلیت نامه رو می خوند و من توی ذهنم دنبال مناسبتی برای 9 آبان می گشتم( البته با یه روز تاخیر) اما چیزی به ذهنم نرسید ، جز اینکه پس  فردا تولد داداشمه.  طرف جملشو این طور تموم کرد:   متن تسلیت نامه ی آیت الله خامنه ای به مناسبت درگذشت قیصر امین پور…

6.دیروزظهر که خوابیده بودم، خواب دیدم که با آدمی که همیشه درگیری داشتم دوباره حرفم شده. اما این بار سر مساله ی جدیدی که به مدت چند روز سوهان روحم شده بود. بعد منم هرچی فحش رکیک بلد بودم نثارش کردم. داد زدم. جیغ کشیدم. گریه کردم و یادم افتاد برای روزهای تلخ تنهاییم، دوستی، سراغ ندارم... و عجیب، یاد طرح جلد دیوان پروین افتادم.

 

باید برای حال و روز خرابم دلیل بیارم؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/10ساعت 13:51 توسط خزر |


گفتگوی روزنامه اعتماد را با احسانشریعتی خوندی؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/03ساعت 15:23 توسط خزر |


من نمی دونم این جور  مواقع چی کار باید کرد؟؟؟؟؟ لحظاتی که توی یکی از 4زندان جهان، کت بسته گیر افتادی؛ یا مقهورطبیعتی یا اسیر تاریخی یا زندانی خویشتنی و یا محکوم اجتماعی و یا همه اش. و من توی آخری بیشتر از همه گیر کردم و اون قدرها هم زرنگ نیستم که راه و رسم رندی و مدارا رو بلد باشم.

بین قلب و زبان چه فاصله ی عجیبی وجود داره. همین که یه چیزی که مدتها از نظر احساسی تمام فکرمو مشغول خودش کرده ، یه دفعه مثل یه جرقه میاد تو ذهنم و منم فوری می قاپم و می خوام روی کاغذ بیارم ، اما... امان از این انگشت های عاجز.

پس کی قراره حرفهامون رو اون طور که می خوایم، بزنیم؟ حرف های راستمونو! حرف های دلمونو!!!

آیا خدا توی همین دنیا فرصتی بهم خواهد داد که حرف بزنم، سو ء تفاهم ها رو برطرف کنم، حقمو بگیرم، فریاد بزنم؟؟؟... نمی دونم. اما اگه نده...خیلی بد میشه.خیلی

پ.ن.1:نمی خوام واقع بین باشم  چون آخرین انگیزه های زیستم از بین میرن.

پ.ن2: دقت کردین وقتی کسی عصبانی میشه، حرف های دلشو می زنه! فحش و بی احترامی ها رو دیلیت کنین، ببینین چی می مونه. یه عالمه حرف های واقعی. من برای لحظه های عصبانیت احترام قائلم. بی ریاترین لحظه ها.

پ.ن.3: تا می خوام  سر وسا مونی به وضعم بدم؛ انگار نمی شه. خسته ام؛ بی حرف، بی حدیث، بی خیارشور.

کسی حوصله سراغ  نداره کمی به من بفروشه؟

آی شور فروش! کجایی؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/03ساعت 15:12 توسط خزر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

ندای سبز مردم ایران در اسپانیا شنیده شد
پایان یک اسطوره
نامه فرزند شهید بهشتی به پدر
بیانیه شماره 12 میرحسین موسوی
به یاد س امین سالروز درگذشت معلم اخلاق
برای دهان شکسته محسن روح الامینی و دهان سالم پدرش
بیانیه تکان دهنده خواهر شهیدان باکری
جعفر پناهي داور دو جشنواره فيلم مونترال و بمبئي
اصلاح طلبان با تحمل هر هزينه يي در صحنه مي مانند
طالقانی و مصدق
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386



پیوندها

باشگاه خوانندگان چلچراغ
هفته نامه چلچراغ
شلم شوربا
معصومه ناصری
آزاده عصاران
کوچه ی بی دار و درخت
همفری بوگارت
شیوا مقانلو
out of place...
کافه تیتر
میرزا پیکوفسکی
امیر مهدی حقیقت
یادداشت های تنهایی
هانیه بختیار
گاوخونی
نیک آهنگ کوثر
وی یو زادگاه من
حاجی واشنگتن
توهم نامه
فلاش بک
وبلاگ گردی
امشاسپندان
شب شعر
آدم و حوا
غول یک چشم
مکانیک ماشین های کشاورزی84
مسیح علی نژاد
دلارام
پرستو دوکوهکی
جمهور
تغییر برای برابری
کانون آرمان شریعتی
فروغ
توحید صفاتی
بزرگان ایران
TEBRIZtv
کویر
Liman
spotlight
دوندورولموش آنیلار
دو پله گودتر
اسین ادبی درنه یی
ترنم بهاری
محدوده قرمز
عقاید یک دلقک
نوشتارهای فلسفی
پایگاه اطلاع رسانی شورای ملی صلح
Bizim Mərziyə
پایگاه انسان شناسی و فرهنگ
نام های ترکی
رادیو زمانه
بر ساحل سلامت
مانداگارانا
آیدین آراز
پینار
دان اولدوز
مستان-همای
رنسانس87
تیغ ماهی
یاس نو:: روزنامه صبح ایران
ستاد انتخاباتی مهندس موسوی
کافر حربی
Iranian Photo News Agency
رادیوسیتی
ملکوت
مریم مومنی
نامه های سوشیانت هزارم
ابراهیم رها
شواله ای با شنل سرمه ای نقش شده با نشان طلاکوب شیر
سیبستان
آق بهمن
خوابگرد
زیرزمین
فراهمه چیز
آگاهی بخشی
ماهنامه زمانه
نیما دهقانی
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
parstranslator نرم افزار ترجمه
محسن نامجو
محسن مخملباف
تقی رحمانی
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin